مداحیهای محرم الحرام ۱۴۳۱(۱۳۸۸)-امامزادده اسماعیل علیه السلام -محمد نبوی
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:39 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s10/madahi-1.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s10/madahi-2.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s9/madahi-4.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:31 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s9/madahi-3.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s9/madahi-2.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s9/madahi-1.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:28 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s8/madahi-3.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:24 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s8/madahi-2.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:23 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s8/madahi-1.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/sokhanrani/s7/hajnasiri-2.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت
http://www.esmaeil.ir/media/Media/1388/moharram/madahi/s7/madahi-1.wma
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت
|
من در بروجرد که بودم به درد چشم مبتلا شدم و هرچه معالجه کردم درد چشمم مرا رها نکرد تا آنجا که پزشکان بروجرد مرا از بهبودي مأيوس کردند. |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 1:11 موضوع حکایت | لینک ثابت
|
|
|
يکي از عجايبي که در مورد مرحوم آيتالله العظمي شيخ عبدالکريم حائري يزدي (ره) مؤسس حوزه علميه قم نقل ميکنند چنين است: |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 1:8 موضوع عمومی | لینک ثابت
ميان حضرت عيسي و سيدالشهدا (ع) شباهتهاي بسياري است.
الف: حضرت مريم (س) صديقه امت مسيحيت است. ( آيه 57 سورهي مائده )
حضرت زهرا (س) نيز صديقه طاهره امت اسلام است. درباره هر دو بتول عذرا گفته شده است.
ب: شباهت ديگر در مدت حمل است. در کتاب نفسالمهموم و بحار جلد 10 آمده است که طول مدت حمل امام سوم شيعيان 6 ماه بود. هيچ کس 6 ماهه متولد نشد که در عين حال بماند؛ مگر حسين و عيسي.
عيسي گفت: اني عبدالله و امام (ع) فرمود: اني من المسلمين.
ج: شباهت ديگر آنها در عقيدهاي است که مردم در مسأله تفديه پيدا کردند و خيال کردند که آنها کشته شدند که گناه ديگران را به گردن بگيرند و ديگران آزاد باشند و تکليف ساقط شد.
دربارهي عيسي اصل کشته شدن دروغ است و درباره سيدالشهداء (ع) فلسفه کشته شدن اين نبود.
به قول مولوي: زانکه از قرآن بسي گمره شدند ... يعني هر دو وجود برکتخيز فوقالعاده شدند.
د: شباهت ديگر آن است که مسيحيان و مسلمانان، ولادت و عروج اين دو عزيز را بزرگ ميشمارند.
شايد شباهت بين عيسي و سيدالشهداء در يک امر ديگر هم باشد و آن عدم سابقه اسمي است و شايد اين جهت مربوط به يحيي باشد نه عيسي،
و: در اين صورت شباهت بين حسين (ع) و يحيي است چرا که هر دو شهيد امر به معروف و نهي از منکرند.
ه: شباهت ديگر بين آنها در انصار و حواريين است.
منبع: کتاب حماسه حسینی
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 1:3 موضوع عمومی | لینک ثابت
درود برکسی که خدا شفارا در تربتش قرار داد
السلام علی شهید الشهداء
درود بر پیشوای شهیدان
سلام بر حسین برپا کننده نماز وزکات ، سلاو درود بر حسین شهید مظلوم
سلام ودرود بر حسین امرکننده به نیکی هاونهی کننده از بدی ها
سلام ودرود برحسین برپا دارنده سنت های الهی
سلام ودرود بر حسین خاموش کننده فتنه ها
سلام ودرود بر حسین جهادگر واقعی در راه خدا
سلام ودورود بر حسین نابود کننده طغیان و طغیان گران
سلام درود برحسین معلم بزرگ آزادی و آزادگی
سلام دردو بر حسین یاری کننده حق ومایه رحمت مسلمانان
سلام وردرود بر حسین شکیبا وصبورویتیم نواز
سلام ودررود بر حسین همنشین خانه و محراب خدا
سلام برا اباعبدالله الحسین که گریزان بود از لذتهای و خوشی های زودگذر دنیا
و سلام بر حسین سالار و شهیدان و سرور جوانان بهشت
وسلام درود بر حسین که چون قرآن الهی ، پرچم نجات است و تربتش شاست وهمانند قرآن لحظه ای از حق به باطل گرایش پیدا نکرد
حسین چنان با عظمت ویزرگوار است که معاویه به فرزندش یزید می گوید :
یزید برحذر باش از اینکه خدا را ملاقات کنی در حالی که دستت به خون حسین رنگین شده باشد زیرا
پامبر مکررا"
قاتل حسین را لعنت فرموده اند ، خون حسین خون پیامبر است
شمر ذالجوشن نیز پیرامون عظمت و مقام والای امام حسین می گوید
حسین برای ما هماوردی آزاد منش است وخطاب به حسین می گوید
به خدا سوگند سرت را جدا می کنم در حالی که میدانم تو سید و آقای عظیم الشان وفرزند محمد (ص)
هستی و بهترین مردم از ناحیه پدری ومادری
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 1:1 موضوع عمومی | لینک ثابت
|
ارباب عشق را چه صلاي بلا زدند |
|
نام شاعر:آيت الله حاج شيخ محمدحسين عروي اصفهاني |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:56 موضوع اشعار مذهبی | لینک ثابت
|
آن زنده دل هميشه بيدار حسين (ع) احياگر عشق و روح و ايثار حسين (ع) |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:53 موضوع اشعار مذهبی | لینک ثابت
یاران همه مخمور و قدح پر می نابست ما جمله جگر تشنه و عالم همه آبست
مرغ دل من در شــــــــــــــکن زلف دلارام یارب چه تذرویست که در چنگ عقابست
چشم من سودا زده یا درج عــــقیقست اشـــــک من دلسوخته یا لعل مذابست
ورد سحرم زمزمه ی نـــغمه ی چنگست و آهــــــــــنگ مناجات من آواز ربابست
دور از تو مپنـــــــــــدار که هنگام صبوحم با این جگر سوخته حاجت به کبابست
سرمست می عشق تو در جنت و دوزخ از نار ونعیم ایمن و فارغ ز عذابست
با روی بتان کعـــــــبه دل دیر مغانــــــست در دیر مغان زمزم جان جام شرابست
کار خرد از باده خرابست ولیـــــــــــــــــکن صاحب خرد آنست که او مست و خرابست
دست از فلک سفله فرو شوی چو خواجو کاین نیل روان در ره تحقیق سرابست
خواجوی کرمانی
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:51 موضوع اشعار عرفانی | لینک ثابت
|
عشق يعني کوچه کوچه انتظار رؤيت خورشيد در باغ بهار |
|
نام شاعر:احمد دهبزرگي |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:49 موضوع اشعار مذهبی | لینک ثابت
الــــــهــــی بــــــه جــــــان خراباتـیان کـــــزیـن تهمت هستی ام وارهان
بـــــه خـــمـــخـــانـــه وحــدتم راه ده دل زنــــــــده و جــــــان آگــــاه ده
خـــــدا را ز مـــــــــیــــخــانه گر آگهی بـــــه مــــخـــمور بیچاره بنما رهی
کـــــه از کــــثــــرت خــلـق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم
بـــیا ساـقیا مــــی بـــه گـــردش درآر کـــــه دل گــــیـرم از گردش روزگار
می ای ده که چون ریزی اش در سبو بــــــرآرد ســــبــــو از دل آواز هـــو
بـــــه مـــــیــــخـانه آی و صفا را ببین مـــــبــــیــن خویش را و خدا را ببین
مــــی ای کــــــو مـــــرا وارهاند زمن از ایــــن و از آن و ز مـــــــا و ز مــن
از آن مــی که چون شیشه بر لب زند لـــــب شــــیـــشـه تبخاله ازتب زند
تـــــو در حـــلقـــۀ مـی پرستان درآی کــــه چـیزی نبینی به غیر از خدای
رضی الدین آرتیمانی
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:45 موضوع اشعار عرفانی | لینک ثابت
برون شو ای غم از ســـیـنه که لطف یار می آید تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می آید
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:44 موضوع اشعار عرفانی | لینک ثابت
دیدی ای دل که غم عـــشق دگر بار چه کرد چون بـــشـــد دلـــبر و بـا یار وفادار چه کرد
آه از آن نـــرگس جـــادو که چه بازی انگیخت وه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد
اشک من رنگ شـــــفق یافت ز بی مهری یار طـالع بی شفقت بین که در این کـار چه کرد
بـــرقـــی از مــــــنــزل لیلی بدرخشید سحر وه کــــه بـا خرمن مجنون دل افکار چه کرد
ســـاقیـــا جـــام میم ده کـــه نــگارنـده غیب نیست مــــعلــوم که در پرده اسرار چه کرد
آن کـــه پــــر نقش زد ایــن دایـــــره مــینایی کــــس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زدو سوخت یـــــار دیــــریـنــــه بـــبینید که با یار چه کرد
حافظ شیرازی
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:40 موضوع اشعار عرفانی | لینک ثابت
|
حسين آئينه نور خدائي است وجودش عين مصباحالهدايي است |
|
نام شاعر:نادر بختياري |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:36 موضوع اشعار مذهبی | لینک ثابت
|
رب الارباب همه اربابها قبله گاه گوشه محرابها |
|
نام شاعر:حميد فرجي |
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:33 موضوع اشعار مذهبی | لینک ثابت
و نيز ابن قولويه به سند معتبر از داود رقي روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم كه آب طلبيد چون بياشاميد آب از ديدههاي مباركش فرو ريخت و فرمود اي داود خدا لعنت كند قاتل حسين عليه السلام را، پس فرمود هر بندهاي كه آب بياشامد و ياد كند آن حضرت را و لعنت كند بر قاتل او البته حق تعالي صد هزار حسنه براي او بنويسد و صد هزار گناه از او رفع كند و صد هزار درجه براي او بلند كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد و در روز قيامت با دل خنك و شاد و خرم مبعوث گردد.
کسانیکه تا آخر عمرشان مدام می گریستند
مادر امام سجاد(ع) شهربانو دختر بزرگردشاه ايران بن شهريار بن كسري بود كه هنگام زايمان امام سجاد(ع) رحلت نمود .
مادر حضرت علي اكبر(ع) ليلي دختر ابي مره بن مسعود ثقفي بود.
مادر حضرت علي اصغر(ع) رباب دختر امرء القيس بن عدي كلبي است كه بعد از شهادت امام حسين(ع) يكسال بيشتر زندگي نكرد و حتي يكبار هم زير سايه نرفت يا ننشست تا اينكه رحلت نمود.
در تاريخ شش نفر تا آخر عمرشان دائم الگريه بودند؛ آدم از پشيماني مي نگريست، نوح براي گمراهي قومش، يعقوب در فراق فرزندش يوسف، يحيي از ترس آتش جهنم، حضرت زهرا (س) در فراق مرگ حضرت رسول اكرم (ص) و امام سجاد(ع).
برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:17 موضوع | لینک ثابت
يا مَرْيمُ قوُمي فَانْدُبي مَوْلاكِ وَ عَلَي الْحُسَيْنِ فَاسْعَدي بِبُاكِ
پس حضرت بگريست و زنها هم گريستند و شيون نمودند. پس چون از گريه آرام گرفتند حضرت فرمود اي ابا هرون هر كه مرثيه بخواند براي حسين عليه السلام پس بگرياند ده نفر را از براي او بهشت است پس يك يك كم كرد از ده تا آنكه فرمود هر كه مرثيه بخواند و بگرياند يك نفر را بهشت از براي او لازم شود، پس فرمود كه هر كه ياد كند جناب امام حسين عليه السلام را پس گريه كند بهشت او را واجب شود.
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت
حامي حوزة اسلام سيد اجل مير حامد حسين طاب ثراه در عبقات از معاهده التنصيص نقل كرده كه محمد بن سهل صاحب كميت گفت كه من و كميت داخل شديم بر حضرت صادق عليه السلام در ايام تشريق كميت گفت فدايت شوم اذن ميدهي كه در محضر شما چند شعر بخوانم فرمود اين ايام عظيم و محترم است، كنايت از آنكه شايسته نيست در ايام شريفه خواندن شعر. عرضه داشت كه اين اشعار در حق شما است فرمود بخوان و حضرت فرستاد بعض اهلبيتش را حاضر كردند كه آنها هم استماع كنند، پس كميت اشعار خويش بخواند و حاضرين گريه بسيار كردند تا به اين شعر رسيد:
يَصيبَ بِهِ الرّامُونَ عَنْ قَوْسِ غَيْرِهِم فَيا اخِراً اَسْدي لَهُ الْغَيَّ اَوَّلَهُ
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:12 موضوع | لینک ثابت
شيخ جليل كامل جعفر بن قولويه در كامل از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم و جناب امام حسين عليه السلام را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما گريستيم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين عليه السلام ميفرمود: كه منم کشتهء گريه و زاري، هيچ مؤمني مرا ياد نمي كند مگر آنكه گريان ميگردد. و نيز روايت كرده است كه هيچ روزي حسين بن علي عليه السلام نزد جناب صادق عليه السلام مذكور نميشد كه كسي آن حضرت را تا شب متبسم بيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و ميفرمود كه جناب امام حسين عليه السلام سبب گرية هر مؤمن است.
و شيخ طوسي و مفيد از ابان بن تغلب روايت كردهاند كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه نفس آن كسي كه به جهت مظلوميت ما مهموم باشد تسبيح است، و اندوه او عبادت و پوشيدن اسرار ما از بيگانگان در راه خدا جهاد است. آنگاه فرمود كه واجب ميكند اين حديث به آب طلا نوشته شود.
و به سندهاي معتبرة بسيار از ابوعمارة منشد يعني شعرخوان روايت كردهاند كه گفت روزي به خدمت جناب صادق عليه السلام رفتم حضرت فرمود كه شعري چند در مرثية حسين عليه السلام بخوان چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيه ميخواندم و حضرت ميگريست تا آنكه صداي گريه از خانة آن حضرت بلند شد.
و به روايت ديگر حضرت فرمود: به آن روشي كه در پيش خود ميخوانيد و نوحه ميكنيد بخوان، چون خواندم حضرت بسيار گريست و صداي گريه زنان آن حضرت نيز از پشت پرده بلند شد چون فارغ شدم حضرت فرمود كه هر كه شعري در مرثيه حضرت حسين عليه السلام بخواند و پنجاه كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه سي كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه بيست كس را. و هر كه ده كس را و هر كه پنج كس را. و هر كه يك كس را بگرياند بهشت او را واجب گردد. و هر كه مرثيه بخواند و خود بگريد بهشت او را واجب گردد.
و هر كه او را گريه نيايد پس تباكي كند بهشت او را واجب گردد.
و شيخ كشي (ره) از زيد شحام روايت كرده است كه من با جماعتی از اهل كوفه در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد حضرت او را اكرام فرمود و نزديك خود او را نشانيد، پس فرمود يا جعفر عرض كرد لبيك خدا مرا فداي تو گرداند، حضرت فرمود بَلَغَني اَنَكَ تَقُولُ الشّعِر فيِ الْحُسَيْنِ وَ تَجيدَ به من رسيد كه تو در مرثيه حسين عليه السلام شعر ميگويي و نيكو ميگوئي عرض كرد بلي فداي تو شوم فرمود كه پس بخوان. چون جعفر مرثيه خواند حضرت وحاضرين مجلس گريستند و حضرت آنقدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جاري شد. پس فرمود به خدا سوگند كه ملائكه مقربان در اينجا حاضر شدند و مرثية تو را براي حسين عليه السلام شنيدند و زياده از آنچه ما گريستيم گريستند. و به تحقيق كه حق تعالي در همين ساعت بهشت را با تمام نعمتهاي آن از براي تو واجب گردانيد و گناهان ترا آمرزيد. پس فرمود اي جعفر ميخواهي كه زيادتر بگويم؟ گفت بلي اي سيد من، فرمود كه هر كه در مرثية حسين عليه السلام شعري بگويد و بگريد و بگرياند البته حق تعالي بهشت را براي او واجب گرداند و بيامرزد او را.
نوشته شده توسط محمد نبوی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:10 موضوع عمومی | لینک ثابت
درباره وبلاگ
اخلاق-اشعار-مطالب مذهبی×عرفانی×
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات